close
چت روم
داستان کوتاه : توهم

.::محل تبلیغات شما::.

سایت تفریحی ناین دی الاین داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که واقعیه:دوستم تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!   این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف…

امروز یکشنبه 06 اسفند 1396
لینک دوستان